قاشق چنگال
بازی عکس نداخانم

 بازی عکس

 دوست عزیزم ندا مرا به بازی جدیدی در مورد عکس از طبیعت دعوت کرده است که بنده با کله میپذیرم. اما ندا جان قواعد بازی را مشخص نکرده است.برای ما خوره های اینترنت کاری ندارد که با گشتن در چند وب سایت و وبلاگ عکاسی، بدون هیچگونه زحمتی مثل مسافرت و کوه نوردی و دریا نوردی و صحراپیمایی و هزار و یک درد سر ، پز عکسی را که یکی دیگر زحمتش را کشیده بدهیم و باز از اونجا که شخص بنده از قماش همان آدمهای حاضری خور هستم که ذکرشان رفت دو سری عکس در بازی اور مسابقه تان شرکت میدهم تا برنده طمشک تلایی شود . فقط یاد آوری شود که عکسهایی که مال خودم هستند و از کیفیت پایینشان مشخص است نگاتیوی بوده و اسکن شده اند چون ما دوربین دیجیتال نداشتیم و نداریم . اگر جایزه میدهید که عالی می شود. گلهای کوهستان

گلهای کوهستان (اسم من درآوردی برای این عکس کش رفته از ...)

چهار انگشت تا آسمون

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٦ اسفند ،۱۳۸٦ - fariba jafari فریبا جعفری
نامه های کودکان به خدا

خدای عزیز!

فکر می کنی باید دانشمندها و سیاستمدارها رو به خاطر سلاح های اتمی سرزنش کرد یا دوست داری خودت مسئولیتش رو به عهده بگیری؟(گروم 12 ساله) 

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢٥ بهمن ،۱۳۸٦ - fariba jafari فریبا جعفری
ترکیه و انتخابات آمریکا

 

 1- تبرج و ترکیه
 یکی نیست به این خواهران کشور همسایه(ترکیه) بگوید چرا اینقدر برای چهارقدسرکردن سرتق هستید. البته پریشب یکی از شبکه های ترکیه برای سقلمه زدن به این خواهران فیلم آفساید جعفر پناهی را بازبان فارسی و زیر نویس ترکی پخش کرد. از آنجا که این فیلم بیشتر در مورد حضور دختران در استادیوم های ورزشی است ومسئله حجاب در آن کمرنگ است بهتر بود صحنه های مربوط به برخورد انتظامی با دخترانی که پوششان فاقد معیارهای اسلامی مأموران منکراتی می باشد را پخش می نمودند تا گوشی دستشان بیاید .آن وقت آگاه گردند که همین بلوز و دامنی که آنها با روسری یا مقنعه سر می کنند نیز ازمصادیق تبرج می باشد و موضوع منکرات. 

 2-انتخابات امریکا

 سه شنبه گذشته مرحله مقدماتی انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا برگزار شد تا کاندیداهای دو حزب اصلی و رقیب جمهوریخواه و دموکرات مشخص گردد. در همین بهمن ماه نیز شورای نگهبان جمهوری اسلامی ایران اسامی افراد رد صلاحیت شده ای که برای انتخابات مجلس ثبت نام کرده بودند را اعلام کرد. قصد مقایسه دو سیستم انتخاباتی را ندارم زیرا همانطور که میدانید از یکطرف ماهیت انتخابات مجلس با انتخابات ریاست جمهوری متفاوت است واز طرف دیگر نظام سیاسی ریاستی(نظام سیاسی آمریکا) با نظام سیاسی نیمه پارلمانی (نظام سیاسی ایران) اصلا به هم شبیه نیستند تا بتوان روش انتخابات آندو را با یکدیگر مقایسه کرد. و از همه مهمتر اینکه آمریکا یک دولت فدرال است و ایران یک دولت متمرکز.فقط یاد آوری یک نکته را ضروری میدانم :

  در نظام سیاسی آمریکا صلاحیت سیاسی و اجتماعی افراد خواهان شرکت در انتخابات توسط شهروندان هر ایالت با شرکت در این انتخابات اولیه درون حزبی ، کاندیداهای اصلی این احزاب برای احراز پست ریاست جمهوری را تعین میکنند . این انتخاب در روز" سه شنبه بزرگ" برگزار میشود.البته کاندیداهای مستقل این مرحله مقدماتی را طی نمی کنند. مرحله بعدی انتخاب اعضای "کالج انتخاباتی" است. بر اساس قانون اساسی ایالات متحده رئیس جمهور توسط کالج انتخاباتی ،انتخاب می گردد.اعضای کالج انتخاباتی 538 تن میباشد که توسط شهروندان هر ایالت و بر اساس قانون اساسی هر ایالت انتخاب میگردند. تعداد آنها به میزان تعداد نماینده ای که آن ایالت در کنگره دارد می باشد. تعداد نمایندگان هر ایالت درمجلس نمایندگان بر اساس جمعیت میباشد ولی در سنا هر ایالت دو سناتور دارد. جمع این تعداد مساویست با تعداد انتخاب کنندگان هر ایالت در کالج انتخاباتی. برای انتخاب شدن، یک کاندیدا باید اکثریت مطلق(نصف به اضافه یک) آراء کالج انتخاباتی را کسب کند.به طور معمول 270 رأی از 538 رأی را باید بدست آورد. دلیل طراحی چنین سیستمی برای انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا،این بود که نظر همه ایالتها در برگزیدن رئیس جمهور مورد توجه قرار گیرد . در اصل، رئیس جمهور بیشتر از اینکه منتخب مردم امریکا باشد منتخب ایالتهای امریکا می باشد.
 

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۱٩ بهمن ،۱۳۸٦ - fariba jafari فریبا جعفری
1984

کتاب 1984 را خوانده اید؟ فیلمش را دیده اید؟ داستان ، شاهکاری از جرج اورول می باشد که در سال 1948 نوشته شده است.در آمار گرفته شده در مورد برترین چهره های ادبی انگلستان ،نفر دوم قرن بیستم و جزء ده تن چهره ادبی هزاره بود.در سال 2005 مجله تایم این داستان را یکی از صد داستان برتر قرن معرفی کرد. خیلی از اصطلاحاتی که اورول در کتابها وداستان هایش به کاربرده از ابداعات او در زبان وادبیات انگلیسی میباشد که وارد ادبیات سیاسی دنیا شده است همچون:

 برادر کبیر(به قول صالح حسینی ناظر کبیر) Big brother

 مغزشویی Brainwashing

 عبارت برادر بزرگ تو را می نگرد در زبان انگلیسی تبدیل به یک ضرب المثل شده است:

BIG BROTHER IS WATCHING YOU

این داستان منبع الهام داستان های دیگری شده است از جمله فارنهایت451 نگارش ری بردبوری . نمونه اعلای کنترل ذهن را برادران واچوفسکی در سه گانه ماتریکس  به نمایش گذاشته اند. در این فیلم نام مأموری که هرگز نمی میرد" اسمیت" است.

داستان 1984 بسیار تلخ و سیاه است. خواندن آن را نمیتوان به هر کسی توصیه کرد. با این حال هرکس که در سایه حکومت های بسته و غیر دموکراتیک زندگی می کند بیشتربا آن ارتباط برقرار می کند.قصد بازگویی قصه را ندارم اما دوست دارم چند اشلره کوچک بدان بکنم. وینستون اسمیت ،با نام حزبی برادر شماره 6079 یکی از اعضای حزب اینگساک و کارمند اداره بایگانی وزارت حقیقت می باشد. در طول داستان او با دختری به نام جولیا که او نیز از اعضای حزب می باشد رابطه ای عاشقانه و جنسی پیدا میکند.رابطه ای که از نظر حزب و ناظر کبیر جرمی سنگین بود و خیانت به حزب تلقی می گردید. در نهایت پلیس اندیشه به این رابطه پی می برد و هر دو را عریان دستگیرمی کند. داستان در یک سرزمین خیالی به نام اقیانوسیه میگذرد که تحت حکومتی توتالیتر و ستمگر قرار دارد.حزب( اینگساک) به مدد تله اسکرین های دو سویه ،تمام شئون زندگی مردم را کنترل می کند.اقیانوسیه یکی از سه ابر دولت دنیا است که در جنگ مداوم با یکی از دو ابردولت  دیگر می باشد و دارای چهار وزارتخانه است : وزارت حقیقت،که با اخبار و سرگرمی و آموزش و هنرهای زیبا سر و کار دارد ولی در اصل وظیفه سانسور و تحریف تاریخ را بر عهده اش است.وزارت صلح، که به امور جنگ می رسد و وظیفه اصلی اش یافتن دشمن جدید و برپایی جنگ می باشد. وزارت عشق، که وظیفه برقراری قانون و نظم را دارد و در اصل محل شکنجه ، بازجویی و مغز شویی مخالفین وخائنین حزب است. وزارت فراوانی، که مسئول امور اقتصادی است اما به جای رفاه و فراوانی ،کارش جیره بندی همه چیزو تحمیل قحطی و مشقت می باشد. جمعیت اقیانوسیه به یکی ازاین سه طبقه تعلق دارند: اعضاء درون حزب ، اعضاء بیرون حزب و اعضاء طبقه پایین پرولتاریا.وینستون اسمیت به عنوان یک عضو بیرون حزب در وزارت حقیقت کار می کند .او به طور مداوم روزهایش را صرف دوباره نوشتن و جایگزین کردن تاریخ می کند.این کار نابودی همه اسناد تاریخی که خلاف منویات دولت است تا بازنگری مقالات گذشته روزنامه و حذف پیش بینی هایی که به وقوع نپیوسته و افرادی که دولت آنها را لاوجود (افرادی که دولت اعلام کرده است هرگز وجود نداشته اند)شناسایی کرده را در بر می گیرد.

جامعه اقیانوسیه اشاره ای است به شوروی استالینی و آلمان نازی. دو دقیقه نفرت ، آئین نفرت ورزی به دشمنان دولت و خائنین است.برادر بزرگ اشاره به جوزف استالین میباشد. دشمن دیرینه حزب ، امانوئل گلدشتاین اشاره ایست به لئون تروتسکی.(هر دو یهودی هستند و وجنات هر دو همانند یکدیگر است نام حقیقی تروتسکی، برونشتاین بود.)یک فرضیه دیگر برای گلدشتاین ، اما گلدمن است، شخصیت برجسته آنارشیست.

 شعارهایی که توسط سران حزب دیکته ودر همه جا نوشته شده بود ، عبارت بودند از جنگ، صلح است.آزادی، بردگی است. نادانی، توانایی است.

در پایان داستان  نتیجه می گیریم:

1-به کسانی که به نظر قابل اعتمادند، اعتماد نکن.

2- افرادی که به نظر غیر قابل اعتمادند، لزوماً جاسوس نیستند.

3- هر چه تو بگویی درست است اما 2 +2 =4  است.

Freedom is freedom when you can say two plus two equals four.

4-If liberty means anything at all; it means the right to tell people what they don’t want to hear.(George Orwell)

(اگر آزادی معنایی داشته باشد آن، چیزی نیست بجز حق ِ گفتن چیزهایی به مردم، که دوست ندارند آن ها را بشنوند.)

برای آگاهی بیشتر به سایت ویکی پدیا مراجعه نمایید.  http://en.wikipedia.org/wiki/Nineteen_Eighty-Four

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٢٩ دی ،۱۳۸٦ - fariba jafari فریبا جعفری
شبکه 4

دیشب شبکه "محترم" 4 در "دو قدم مانده به صبح " جناب لوریس چکناواریان را دعوت کرده بود. هر که این برنامه را ندید واقعاً ضرر کرد چون برای اولین بار از بنگاه بانگ و رنگ ، بخش هایی از اپرای رستم و سهراب ساخته استاد پخش شد. من و مهرداد میخکوب بودیم. واقعاً اگر به هنگام اجرا در آن سالن بودیم مرده بودیم.چکناواریان واقعاً انسان فوق العاده ای است. بسیار فروتن و مهربان . ومن این را از طرز برخورد و صحبت کردن وی دریافتم. مگر این مملکت چند تن همچون چکناواریان دارد. میراث فرهنگی یعنی اینان. استاد ، گله می کرد که سازهای ارکستر ملی ایران دیگر در حد ارکستر ملی نیستند و باید تعویض گردند و سازهای بهتر و جدیدتر آورده شوند. می گفت، باید از موزیسین های ارکستر حمایت شود تا غم نان مانع کار هنری ایشان نشود.او نمی دانست که درایران قدیمی ترین قلعه (قلعه باستانی شوش) از شر حمایت های دولت به آغوش بخش خصوصی پناه برده است. تنها کاری که باید از دولت خواست عدم مداخله در امور مدنی است چون ترکمون می زند.

 شبکه "محترم" 4 باز هم از این ناپرهیزی ها بکن.

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱٦ دی ،۱۳۸٦ - fariba jafari فریبا جعفری
 

دوست عزیز "ساز مخالف" مطلبی با عنوان نقدی بر آش نذری برای آزادی فعالان زن نوشته اند در ادامه نوشته ایشان ،نظر شخصی ام را می نویسم:

مشکل خاله خان باجی گری همه اپوزیسیون را فرا گرفته است. شبکه ماهواره ای چند خاله خان باجی می آورد تا در مورد مسائل زنان و موضوعات سیاسی و اجتماعی صحبت کنند.نهضت آزادی در کلاس روخوانی و تفسیر سیاسی قرآن و مراسم تاسوعا و عاشورا برگزار میکند و حالا هم کمپین یک میلیون امضاء وظیفه بزرگ ملی آش نذری خوران پزان راه می اندازد.به قول دوستی:نظام فاسد، اپوزیسیونش هم فاسد است.

تا وقتی یاد نگیریم دستیابی به دموکراسی مستلزم پذیرش و به کارگیری لوازم مدرنیته است ،گمان نکنم تا 500 سال دیگر هم روی دموکراسی را ببینیم.

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱٥ دی ،۱۳۸٦ - fariba jafari فریبا جعفری
برف

تا امروز تو کف برفی بودم که بارید و همه جا را سفید پوش کرد. طفلک هیراد که ده روزی بود که مدام میگفت بریم برف بازی و من هم مدام می گفتم مامان بزار برف بیاد میریم برف بازی . اما این چند روز سرما خورده بود و نبردمش تا به خواسته اش برسه.
تا امروز همش می گفتم چی می شد  برف چند روزی بیشتر می بارید و ما را غرق سپیدی میکرد. اما امروز که بعد از مدتی به سایتهای خبری سر زدم ،عکس هایی دیدم که واقعاً ناراحت کننده بود.  در روز زیبای برفی 13 نفر در ایران اعدام شدند. نمی گویم آنها مجرم نبو ده اند، ولی می پرسم آیا اعدام مجازات مناسبی می باشد؟ راحله زمانی یکی از افراد اعدام شده بود . او مادر دو دختر 3 و 5 ساله بود که دوسالی پیش به جرم قتل شوهر خود به قصاص محکوم شده بود.  فقط لحظه ای خود را به جای کودکان بی گناه او قرار دهیم . مادر، قاتل پدر و خانواده پدر ، قیم و ولی کودکان و خواهان مرگ مادر . شاید بهتر بود که کودکان تصمیم بگیرند .مطمئناً آنها بعد از دست دادن پدر ،نمیگذاشتند مادرشان را هم از دستشان بگیرند.

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱٥ دی ،۱۳۸٦ - fariba jafari فریبا جعفری
برف

 

برف ،برف نو سلام

بنشین، خوش نشسته ای بر بام

 همه آلودگی است این ایام

(احمد شاملو)

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٢ دی ،۱۳۸٦ - fariba jafari فریبا جعفری
ایران

من زنده به ایرانم

 با عشق به آبادی

 با عشق به آزادی

بسته است اگر دستم

 زخمی است اگر پایم

 سنگ است اگر در راه

 دور است اگر این راه

 دار است اگر آنگاه

خواریست اگر سهمم

 در دسترسم ار نیست

 در پیش و پسم سردیست

 مجروح تنم ار هست،

قلبم به تپیدن شاد

 جسم وطنم آباد

 جان وطنم آزاد

من با قدم ستوار

 با صبر و خلوص و عشق

 با همت و با خیزش

 پرتاب کنم از راه

  برخاستنم آنگاه

خیزاب اگر باشد

 امواج تکاپویند

 خیزاب همان عشق است،

عشق است به آبادی

 عشق است به آزادی

 در عشق انرژی هاست

 سرزنده ز حامی هاست

زاینده و پر آراء

 انگیزه ارزشها

 در عشق تجلی باد

در عشق به آبادی

 در عشق به آزادی

 

 (شعر از هرمز ممیزی است. که قدیمترها در ایران فردا منتشر شده بود.)

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱۱ دی ،۱۳۸٦ - fariba jafari فریبا جعفری
استاد عزیز برایم سخن بگو

 

شنبه شب ها از شبکه 4 برنامه ای پخش می شود با نام گستره سیاست.قدیمترها که نام آن گستره شریعت بود سعی می شد دو یا سه تیپ فکری را در مقابل هم بنشاند ت ابا هم مباحثه کنند.دوتن از تیپ دانشگاهی با افکار مدرن و آکادمیک ودوتن از تیپ سنتی با افکار سنتی و حوزوی و گاهی هم یک تن از تیپ مدرن حوزوی با دیدگاه های جدید. بیشتر اوقات نمایندگان تیپ دانشگاهی اساتیدی همچون موسی غنی نژاد، حاتم قادری و صادق زیبا کلام بودند. و نمایندگان تیپ سنتی حوزوی کسانی چون محمد جواد لاریجانی و عماد افروغ ونماینده تیپ مدرن حوزوی آقای آکوچکیان بود. اخیراً در سری جدید با نام جدید سه نفر از تیپ سنتی حوزوی ویک تن از تیپ دانشگاهی می آورند تا سنتی ها حسابی دق دلی غرب و کاپیتالیسم و مدرنیسم را سر آن بدبخت دانشگاهی غربزده- از دید اینان درآورند.

دیشب نیز حضرات حوزوی هر جا که نوبت سخن به نماینده تیپ آکادمیک( دکترعلی اکبر امینی) میرسید چند نفری به او حمله میکردند وآو را وادار به سکوت می نمودند.آخر کسی نیست به دکتر امینی بگوید پدر جان تو با این همه دانش و فروتنی چرا با این انسانهای از لحاظ علمی و فلسفی عقب افتاده بحث می کنی؟بنشین همان دانشگاه و به جای سر و کله زدن با این جماعت به دانشجوهایت معرفت بیاموز –همانگونه که سابق بر این میکردی وهر چند می دانم که هدفت از شرکت در ایم مباحثات روشن کردن چون منی است که بیننده هستم نه آنها که پیش رویت نشسته اند. در دوران تحصیل کلاسهای درس شما حد اقل برای من یکی از دل انگیزترین کلاسها بود .در درس کلیات حقوق اساسی شما آنقدر شیفته مبحث آزادی و حقوق بشر بودید که تمام اشعاری که در متون ادب فارسی در بزرگداشت آزادی سروده شده بود برایمان می خواندید.هنوز هم سر کلاسهایتان شعر میخوانید ؟ ومن آن دانشجوی بی پروایی بودم که زیباترین ابیاتی که در عمرم شنیده و خوانده بودم بر تخته کلاس مینوشتم تا دیگران نیز بخوانند. اگر من را به یاد ندارید شاید آن نوشته ها را به یاد آورید.

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٩ دی ،۱۳۸٦ - fariba jafari فریبا جعفری