خانه وبلاگ
تماس با نویسنده
نویسنده وبلاگ
fariba jafari فریبا جعفری
آرشیو وبلاگ
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
لینک دوستان
ساز مخالف
نون تافتون
یاد باد آن روزگاران، یاد باد
ليست وبلاگ هاي فارسي
قالب هاي وبلاگ
لینکدونی
دوست یابی سالم
خرید اینترنتی
طراحی وب
طرفداران پرشین بلاگ
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان
بازی عکس
دوست عزیزم ندا مرا به بازی جدیدی در مورد عکس از طبیعت دعوت کرده است که بنده با کله میپذیرم. اما ندا جان قواعد بازی را مشخص نکرده است.برای ما خوره های اینترنت کاری ندارد که با گشتن در چند وب سایت و وبلاگ عکاسی، بدون هیچگونه زحمتی مثل مسافرت و کوه نوردی و دریا نوردی و صحراپیمایی و هزار و یک درد سر ، پز عکسی را که یکی دیگر زحمتش را کشیده بدهیم و باز از اونجا که شخص بنده از قماش همان آدمهای حاضری خور هستم که ذکرشان رفت دو سری عکس در بازی اور مسابقه تان شرکت میدهم تا برنده طمشک تلایی شود . فقط یاد آوری شود که عکسهایی که مال خودم هستند و از کیفیت پایینشان مشخص است نگاتیوی بوده و اسکن شده اند چون ما دوربین دیجیتال نداشتیم و نداریم . اگر جایزه میدهید که عالی می شود. 
خدای عزیز!
فکر می کنی باید دانشمندها و سیاستمدارها رو به خاطر سلاح های اتمی سرزنش کرد یا دوست داری خودت مسئولیتش رو به عهده بگیری؟(گروم 12 ساله)
پيام هاي ديگران () link پنجشنبه ٢٥ بهمن ،۱۳۸٦ - fariba jafari فریبا جعفری
2-انتخابات امریکا
سه شنبه گذشته مرحله مقدماتی
انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا برگزار شد تا کاندیداهای دو حزب اصلی و
رقیب جمهوریخواه و دموکرات مشخص گردد. در همین بهمن ماه نیز شورای نگهبان جمهوری
اسلامی ایران اسامی افراد رد صلاحیت شده ای که برای انتخابات مجلس ثبت نام کرده
بودند را اعلام کرد. قصد مقایسه دو سیستم انتخاباتی را ندارم زیرا همانطور که میدانید از یکطرف ماهیت انتخابات مجلس با انتخابات ریاست جمهوری متفاوت
است واز طرف دیگر نظام سیاسی ریاستی(نظام سیاسی آمریکا) با نظام سیاسی نیمه
پارلمانی (نظام سیاسی ایران) اصلا به هم شبیه نیستند تا بتوان روش انتخابات آندو
را با یکدیگر مقایسه کرد. و از همه مهمتر اینکه آمریکا یک دولت فدرال است و ایران
یک دولت متمرکز.فقط یاد آوری یک نکته را ضروری میدانم :
کتاب 1984 را خوانده اید؟ فیلمش را دیده اید؟ داستان ،
شاهکاری از جرج اورول می باشد که در سال 1948 نوشته شده است.در آمار گرفته شده در
مورد برترین چهره های ادبی انگلستان ،نفر دوم قرن بیستم و جزء ده تن چهره ادبی
هزاره بود.در سال 2005 مجله تایم این داستان را یکی از صد داستان برتر قرن معرفی
کرد. خیلی از اصطلاحاتی که اورول در کتابها وداستان هایش به کاربرده از ابداعات او
در زبان وادبیات انگلیسی میباشد که وارد ادبیات سیاسی دنیا شده است همچون:
برادر کبیر(به
قول صالح حسینی ناظر کبیر) Big brother
مغزشویی Brainwashing
عبارت برادر
بزرگ تو را می نگرد در زبان انگلیسی تبدیل به یک ضرب المثل شده است:
BIG BROTHER IS
WATCHING YOU
این داستان منبع الهام داستان های دیگری شده است از جمله فارنهایت451 نگارش ری بردبوری . نمونه اعلای کنترل ذهن را برادران واچوفسکی در
سه گانه ماتریکس به نمایش گذاشته اند. در
این فیلم نام مأموری که هرگز نمی میرد" اسمیت" است.
داستان 1984 بسیار تلخ و سیاه است. خواندن آن را نمیتوان به
هر کسی توصیه کرد. با این حال هرکس که در سایه حکومت های بسته و غیر دموکراتیک زندگی
می کند بیشتربا آن ارتباط برقرار می کند.قصد بازگویی قصه را ندارم اما دوست دارم
چند اشلره کوچک بدان بکنم. وینستون اسمیت ،با نام حزبی برادر شماره 6079 یکی از
اعضای حزب اینگساک و کارمند اداره بایگانی وزارت حقیقت می باشد. در طول
داستان او با دختری به نام جولیا که او نیز از اعضای حزب می باشد رابطه ای عاشقانه
و جنسی پیدا میکند.رابطه ای که از نظر حزب و ناظر کبیر جرمی سنگین بود و خیانت به
حزب تلقی می گردید. در نهایت پلیس اندیشه به این رابطه پی می برد و هر دو
را عریان دستگیرمی کند. داستان در یک سرزمین خیالی به نام اقیانوسیه میگذرد که تحت
حکومتی توتالیتر و ستمگر قرار دارد.حزب( اینگساک) به مدد تله اسکرین های دو سویه ،تمام
شئون زندگی مردم را کنترل می کند.اقیانوسیه یکی از سه ابر دولت دنیا است که در جنگ
مداوم با یکی از دو ابردولت دیگر می باشد
و دارای چهار وزارتخانه است : وزارت حقیقت،که با اخبار و سرگرمی و آموزش و
هنرهای زیبا سر و کار دارد ولی در اصل وظیفه سانسور و تحریف تاریخ را بر عهده اش
است.وزارت صلح، که به امور جنگ می رسد و وظیفه اصلی اش یافتن دشمن جدید و
برپایی جنگ می باشد. وزارت عشق، که وظیفه برقراری قانون و نظم را دارد و در
اصل محل شکنجه ، بازجویی و مغز شویی مخالفین وخائنین حزب است. وزارت فراوانی،
که مسئول امور اقتصادی است اما به جای رفاه و فراوانی ،کارش جیره بندی همه چیزو تحمیل
قحطی و مشقت می باشد. جمعیت اقیانوسیه به یکی ازاین سه طبقه تعلق دارند: اعضاء
درون حزب ، اعضاء بیرون حزب و اعضاء طبقه پایین پرولتاریا.وینستون اسمیت به عنوان
یک عضو بیرون حزب در وزارت حقیقت کار می کند .او به طور مداوم روزهایش را صرف
دوباره نوشتن و جایگزین کردن تاریخ می کند.این کار نابودی همه اسناد تاریخی که
خلاف منویات دولت است تا بازنگری مقالات گذشته روزنامه و حذف پیش بینی هایی که به
وقوع نپیوسته و افرادی که دولت آنها را لاوجود (افرادی که دولت اعلام کرده
است هرگز وجود نداشته اند)شناسایی کرده را در بر می گیرد.
جامعه اقیانوسیه اشاره ای است به شوروی استالینی و
آلمان نازی. دو دقیقه نفرت ، آئین نفرت ورزی به دشمنان دولت و خائنین است.برادر
بزرگ اشاره به جوزف استالین میباشد. دشمن دیرینه حزب ، امانوئل گلدشتاین اشاره
ایست به لئون تروتسکی.(هر دو یهودی هستند و وجنات هر دو همانند یکدیگر است نام
حقیقی تروتسکی، برونشتاین بود.)یک فرضیه دیگر برای گلدشتاین ، اما گلدمن است،
شخصیت برجسته آنارشیست.
شعارهایی که توسط
سران حزب دیکته ودر همه جا نوشته شده بود ، عبارت بودند از جنگ، صلح است.آزادی،
بردگی است. نادانی، توانایی است.
در پایان داستان نتیجه می گیریم:
1-به کسانی که به نظر قابل اعتمادند، اعتماد نکن.
2- افرادی که به نظر غیر قابل اعتمادند، لزوماً جاسوس
نیستند.
3- هر چه تو بگویی درست است اما 2 +2 =4 است.
Freedom is freedom when you can say two plus two equals four.
4-If liberty means anything at all; it means the right to tell
people what they don’t want to hear.(George Orwell)
(اگر آزادی معنایی داشته
باشد آن، چیزی نیست بجز حق ِ گفتن چیزهایی به مردم، که دوست ندارند آن ها را
بشنوند.)
برای آگاهی بیشتر به سایت ویکی پدیا مراجعه
نمایید. http://en.wikipedia.org/wiki/Nineteen_Eighty-Four
دیشب شبکه "محترم" 4 در "دو قدم مانده به
صبح " جناب لوریس چکناواریان را دعوت کرده بود. هر که این برنامه را ندید
واقعاً ضرر کرد چون برای اولین بار از بنگاه بانگ و رنگ ، بخش هایی از اپرای رستم
و سهراب ساخته استاد پخش شد. من و مهرداد میخکوب بودیم. واقعاً اگر به هنگام اجرا
در آن سالن بودیم مرده بودیم.چکناواریان واقعاً انسان فوق العاده ای است. بسیار
فروتن و مهربان . ومن این را از طرز برخورد و صحبت کردن وی دریافتم. مگر این مملکت
چند تن همچون چکناواریان دارد. میراث فرهنگی یعنی اینان. استاد ، گله می کرد که
سازهای ارکستر ملی ایران دیگر در حد ارکستر ملی نیستند و باید تعویض گردند و سازهای
بهتر و جدیدتر آورده شوند. می گفت، باید از موزیسین های ارکستر حمایت شود تا غم نان مانع کار هنری ایشان نشود.او نمی دانست که
درایران قدیمی ترین قلعه (قلعه باستانی شوش) از شر حمایت های دولت به آغوش بخش
خصوصی پناه برده است. تنها کاری که باید از دولت خواست عدم مداخله در امور مدنی
است چون ترکمون می زند.

پيام هاي ديگران ()
link
یکشنبه ۱٦ دی ،۱۳۸٦ - fariba jafari فریبا جعفری دوست عزیز "ساز مخالف" مطلبی با عنوان نقدی بر آش نذری برای آزادی فعالان زن نوشته اند در ادامه نوشته ایشان ،نظر شخصی ام را می نویسم:
مشکل خاله خان باجی گری همه اپوزیسیون را فرا گرفته است.
شبکه ماهواره ای چند خاله خان باجی می
آورد تا در مورد مسائل زنان و موضوعات سیاسی و اجتماعی صحبت کنند.نهضت آزادی در کلاس روخوانی و تفسیر سیاسی قرآن و مراسم
تاسوعا و عاشورا برگزار میکند و حالا هم کمپین یک میلیون امضاء وظیفه بزرگ ملی آش
نذری خوران پزان راه می اندازد.به قول دوستی:نظام فاسد، اپوزیسیونش هم فاسد است.
پيام هاي ديگران () link شنبه ۱٥ دی ،۱۳۸٦ - fariba jafari فریبا جعفری
تا امروز تو کف برفی بودم که بارید و همه جا را سفید پوش کرد. طفلک هیراد که ده روزی بود که مدام میگفت بریم برف بازی و من هم مدام می گفتم مامان بزار برف بیاد میریم برف بازی . اما این چند روز سرما خورده بود و نبردمش تا به خواسته اش برسه.
تا امروز همش می گفتم چی می شد برف چند روزی بیشتر می بارید و ما را غرق سپیدی میکرد. اما امروز که بعد از مدتی به سایتهای خبری سر زدم ،عکس هایی دیدم که واقعاً ناراحت کننده بود. در روز زیبای برفی 13 نفر در ایران اعدام شدند. نمی گویم آنها مجرم نبو ده اند، ولی می پرسم آیا اعدام مجازات مناسبی می باشد؟ راحله زمانی یکی از افراد اعدام شده بود . او مادر دو دختر 3 و 5 ساله بود که دوسالی پیش به جرم قتل شوهر خود به قصاص محکوم شده بود. فقط لحظه ای خود را به جای کودکان بی گناه او قرار دهیم . مادر، قاتل پدر و خانواده پدر ، قیم و ولی کودکان و خواهان مرگ مادر . شاید بهتر بود که کودکان تصمیم بگیرند .مطمئناً آنها بعد از دست دادن پدر ،نمیگذاشتند مادرشان را هم از دستشان بگیرند.
برف ،برف نو سلام
بنشین، خوش نشسته ای بر بام
همه آلودگی است این ایام
من زنده به ایرانم
با عشق به آبادی
با عشق به
آزادی
بسته است اگر دستم
زخمی است اگر پایم
سنگ
است اگر در راه
دور است اگر این راه
دار است اگر آنگاه
خواریست اگر سهمم
در دسترسم ار نیست
در پیش و پسم سردیست
مجروح تنم ار هست،
قلبم به تپیدن شاد
جسم وطنم آباد
جان وطنم
آزاد
من با قدم ستوار
با
صبر و خلوص و عشق
با
همت و با خیزش
پرتاب کنم از راه
برخاستنم آنگاه
خیزاب اگر باشد
امواج تکاپویند
خیزاب همان عشق
است،
عشق است به آبادی
عشق است به آزادی
در
عشق انرژی هاست
سرزنده ز حامی هاست
زاینده و پر آراء
انگیزه ارزشها
در عشق تجلی
باد
در عشق به آبادی
در عشق به آزادی
شنبه شب ها از شبکه 4 برنامه ای پخش می شود با
نام گستره سیاست.قدیمترها که نام آن گستره شریعت بود سعی می شد دو یا سه تیپ فکری
را در مقابل هم بنشاند ت ابا هم مباحثه کنند.دوتن از تیپ دانشگاهی با افکار مدرن و
آکادمیک ودوتن از تیپ سنتی با افکار سنتی
و حوزوی و گاهی هم یک تن از تیپ مدرن حوزوی با دیدگاه های جدید. بیشتر اوقات
نمایندگان تیپ دانشگاهی اساتیدی همچون موسی غنی نژاد، حاتم قادری و صادق زیبا کلام بودند. و نمایندگان تیپ سنتی
حوزوی کسانی چون محمد جواد لاریجانی و عماد افروغ ونماینده تیپ مدرن حوزوی آقای آکوچکیان بود. اخیراً در سری جدید با نام
جدید سه نفر از تیپ سنتی حوزوی ویک تن از تیپ دانشگاهی می آورند تا سنتی ها حسابی
دق دلی غرب و کاپیتالیسم و مدرنیسم را سر آن بدبخت دانشگاهی غربزده- از دید اینان
درآورند.
پيام هاي ديگران () link یکشنبه ٩ دی ،۱۳۸٦ - fariba jafari فریبا جعفری